☑️آبکار لبد کوهرنگ روستایی که دیگر نیست
✍بخش اول: گزارش همت بدری فرد
✍23 سال پیش، روستای لبد در شهرستان کوهرنگ به یکباره ناپدید شد و زیر هزاران هزار خروار خاک در یک چشم به هم زدن برای همیشه تاریخ مدفون شد.
✍روستای آبکار لبد در شهرستان کوهرنگ در فروردین سال 1377 دچار حادثه هولناک شد و بلایای طبیعی یک روستا را در کام خود بلعید.
✍انگار همین دیروز بود که در شهرستان کوهرنگ طبیعت خروشید و 52 نفر از مردم روستای آبکار لبد بخش بازفت را در یک شب بهاری در خاک فرو برد و زنان و مردان این روستا را در یک چشم برهم زدن در خواب ابدی فرو برد و اجساد آنان را در زیر هزاران هزار خروار خاک ناپدید کرد.
✍فرماندار سابق شهرستان کوهرنگ در این باره گفت: رانش زمین در فروردین بیش از ۲۴ سال پیش در کوهرنگ چهارمحال و بختیاری یک روستا را برای همیشه بلعید و نشان داد انسان خاکی در برابر طبیعت همچنان ضعیف است.
✍مرتضی زمانپور افزود: روستای آبکار لبد در فروردین ماه سال 1377 دریک شب بارانی بهار زیرآوار کوه برای همیشه مدفون شد و هرگز کسی از ساکنان مانده در خانه های آن روستا خبر دار نشد.
✍وی گفت: در آن حادثه تاریخی 52 نفر از اهالی روستای لبد شهرستان کوهرنگ در زیر هزاران هزار تن خاک مدفون شدند و تنها از کل اهالی این روستا 13 نفر که در آن شب در روستا نبودند زنده ماندند و حادثه ریزش و رانش کوه و مدفون شدن روستا ی لبد نیز از طریق روستاهای اطراف اعلام شد.
✍یکی از بازماندگان این حادثه می گوید: در سال 71 برای اهالی روستای لبد یک سایت و شهرک برای اسکان در نظرگرفته شده بود که آنان اسکان در این شهرک نپذیرفتند.
✍در لبد شهرستان کوهرنگ همه سال در نوروز دو تا سه نفر از بازماندگان آن حادثه شوم، به نزدیکی روستا می آیند و در آستانه کوه یاد فراموش شدگان لبد را برای همیشه گرامی می دارند.
✍اما در فروردین سال 1377 در روستای لبد از توابع شهرستان کوهرنگ در دامنه کوه کینو (چهار محال و بختیاری) وضعی متفاوت از سایر نقاط و حتی جهان اتفاق افتاد که علم زمین شناسی از تفسیر آن عاجز است.
✍ ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است، آفتاب در پشت کوههای غرب پنهان گشته و هوا رو به تاریکی است و در خانه های روستایی منطقه کوهستانی، فانوسها روشن می شود، گوسفندان از چرا برگشته و در آغلهای خود آرمیده اند و مرغها به لانه های خود خزیده و در آبادی سگها با عوعوی خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهبانی از روستا می باشند.
✍روستاییان در حالی که روز پر تلاشی را پشت سر گذاشته اند در کلبه های خود جا خوش کرده احتمالا همسران خانواده در تدارک شام مختصر اعضای خانه می باشند و تعدادی هم خسته از کار روزانه در حالی که به پشتی های خود تکیه داده اند و در افکار خود مسائلی را که در روز بر آنان گذشته است مرور می کنند و لابد برای فردای خود نقشه می کشند، کسی چه می داند، شاید فردایی نباشد.
✍روستای لبد بر عکس سمت مقابل کوه که شیب تندی دارد در قسمتی از دره قرار گرفته است که تا حدودی امکان احداث کلبه های روستایی و نگهداری احشام در آن وجود دارد.
✍یکی از اهالی بازفت که خود اقوام زیادی را در این حادثه از دست داد، می گوید: صدای مهیبی شنیده شده و گرد و غبار عظیمی هوا را تاریکتر از شب تیره می کند، انگار محشری بر پا گردیده، پس از انعکاس این صدای عجیب در کوهستان و منطقه، روستاییان پایین دست واقع در امتداد دره، چون شب است فانوس بدست در کنار جاده مشرف به دره مجاور روستای خود کنجکاو شده، سمت و سوی حادثه را در بالا دست خود که همین روستای لبد است، می نگرند اما چون شب کوهستان همه جا را زیر چتر سیاه خود پنهان کرده، بجز خاموش شدن تنها منبع روشنایی روستای لبد یعنی فانوسها چیز دیگری را درک نمی کنند، اما این را می دانند که آن صدای مهیب که تا آن هنگام دهشتناک تر از آن را نشنیده اند، اتفاق مهمی در بطن خود دارد، اما چه کنند چون شب است و همه جا پرده سیاهی کشیده شده و راه مال رو است.
@zardkoonline
>>Click here to continue<<