Channel: tootimag
▫️▫️▫️
هاینریش بُهلر (۱۸۸۱-۱۹۴۰) در سال ۱۹۱۴ با اگون شیله آشنا شد و بهسرعت جایگاه خود را بهعنوان یکی از حامیان مهم او تثبیت کرد. این شهروند سوئیسی متولد وین، که خانوادهاش صاحب کارخانههای فولاد بودند، شیله را بهعنوان استاد نقاشی استخدام کرد و در دوران جنگ جهانی اول به او حقوق ماهانه پرداخت.
بُهلر همچنین مجموعهای گسترده از آثار شیله گردآوری کرد که شامل هفت نقاشی رنگ روغن و حدود ۵۰ اثر روی کاغذ بود (که با مهر کلکسیونی مخصوص خود علامتگذاری میکرد). پس از درگذشت او، این آثار به همسرش، میبل فوربز بُهلر رسید که در سال ۱۹۵۲ اکثر آنها را به رودلف لئوپولد فروخت. در اینجا، یک نقاشی و دو طراحی از آن مجموعه نمایش داده شدهاند که امروزه در موزه لئوپولد نگهداری میشوند.
از آن جا که بُهلر در دوران زندگی خود هیچیک از این آثار را به نمایش نگذاشت، اتو کالیر (Otto Kallir)، که نام او بر مؤسسه KRI نهاده شده است، در کتاب فهرست جامع آثار شیله که در سال ۱۹۳۰ منتشر کرد، عمدتاً نتوانست این آثار را تصویرسازی کند. آگاهی او از نقاشیهای بُهلر بیشتر از طریق مکاتبات و دفترچههای یادداشت شیله به دست آمده بود.
هاینریش بُهلر (۱۸۸۱-۱۹۴۰) در سال ۱۹۱۴ با اگون شیله آشنا شد و بهسرعت جایگاه خود را بهعنوان یکی از حامیان مهم او تثبیت کرد. این شهروند سوئیسی متولد وین، که خانوادهاش صاحب کارخانههای فولاد بودند، شیله را بهعنوان استاد نقاشی استخدام کرد و در دوران جنگ جهانی اول به او حقوق ماهانه پرداخت.
بُهلر همچنین مجموعهای گسترده از آثار شیله گردآوری کرد که شامل هفت نقاشی رنگ روغن و حدود ۵۰ اثر روی کاغذ بود (که با مهر کلکسیونی مخصوص خود علامتگذاری میکرد). پس از درگذشت او، این آثار به همسرش، میبل فوربز بُهلر رسید که در سال ۱۹۵۲ اکثر آنها را به رودلف لئوپولد فروخت. در اینجا، یک نقاشی و دو طراحی از آن مجموعه نمایش داده شدهاند که امروزه در موزه لئوپولد نگهداری میشوند.
از آن جا که بُهلر در دوران زندگی خود هیچیک از این آثار را به نمایش نگذاشت، اتو کالیر (Otto Kallir)، که نام او بر مؤسسه KRI نهاده شده است، در کتاب فهرست جامع آثار شیله که در سال ۱۹۳۰ منتشر کرد، عمدتاً نتوانست این آثار را تصویرسازی کند. آگاهی او از نقاشیهای بُهلر بیشتر از طریق مکاتبات و دفترچههای یادداشت شیله به دست آمده بود.
▫️▫️▫️
سبک طراحی فیگوراتیو اگون شیله در سال ۱۹۱۴ نشاندهندهی یک ساختار زیرین از عضله و استخوان است که تکنیک رنگآمیزی او آن را بیشتر توسعه میدهد. در آثار ابتدایی این سال، این هنرمند اتریشی گوشت بدن را با تُنهای متضاد قرمز، سبز و اُخرایی حاشیهگذاری میکرد و معمولاً این بخشهای مدلسازیشده را در تضاد با نواحی تخت و درخشان از پارچه، لباس یا مو قرار میداد.
🖼 تصویر: اگون شیله، «زن درازکشیده به پشت»، ۱۹۱۴، آبرنگ و مداد. موزه هنر بازل (Kunstmuseum Basel).
سبک طراحی فیگوراتیو اگون شیله در سال ۱۹۱۴ نشاندهندهی یک ساختار زیرین از عضله و استخوان است که تکنیک رنگآمیزی او آن را بیشتر توسعه میدهد. در آثار ابتدایی این سال، این هنرمند اتریشی گوشت بدن را با تُنهای متضاد قرمز، سبز و اُخرایی حاشیهگذاری میکرد و معمولاً این بخشهای مدلسازیشده را در تضاد با نواحی تخت و درخشان از پارچه، لباس یا مو قرار میداد.
🖼 تصویر: اگون شیله، «زن درازکشیده به پشت»، ۱۹۱۴، آبرنگ و مداد. موزه هنر بازل (Kunstmuseum Basel).
▫️▫️▫️▫️
Selbstbildnis - Egon Schiele - 1910 :
خودنگاره - اگون شیله - ۱۹۱۰.
در سال ۱۹۱۰، در سن بیست سالگی، شیله با شتاب از آستانه بلوغ هنری به سبکی مستقل و عمیقاً شخصی گام نهاد. او با سرعتی شگفتانگیز، خود را از یک شاگرد بیخطر گوستاو کلیمت به یک هنرمند یاغی (enfant terrible) همتراز با کوکوشکای بدنام تبدیل کرد. جین کالیر نوشته است: "سرعت و شدت تحول شیله در سال ۱۹۱۰ به حدی است که آثار او تمام تلاشهای پیشین را پشت سر میگذارد." خود شیله این دگردیسی ناگهانی را در نامهای مربوط به سال ۱۹۱۰ چنین توصیف کرد: "من تا ماه مارس در طریقت کلیمت بودم. امروز، به باور من، من کاملاً مخالف او هستم."
جین کالیر در مورد تحول شیله در سال ۱۹۱۰ نوشته است: "سرعت و شدت تحول شیله در سال ۱۹۱۰ به حدی است که آثار او تمام تلاشهای پیشین را پشت سر میگذارد."
Selbstbildnis - Egon Schiele - 1910 :
خودنگاره - اگون شیله - ۱۹۱۰.
در سال ۱۹۱۰، در سن بیست سالگی، شیله با شتاب از آستانه بلوغ هنری به سبکی مستقل و عمیقاً شخصی گام نهاد. او با سرعتی شگفتانگیز، خود را از یک شاگرد بیخطر گوستاو کلیمت به یک هنرمند یاغی (enfant terrible) همتراز با کوکوشکای بدنام تبدیل کرد. جین کالیر نوشته است: "سرعت و شدت تحول شیله در سال ۱۹۱۰ به حدی است که آثار او تمام تلاشهای پیشین را پشت سر میگذارد." خود شیله این دگردیسی ناگهانی را در نامهای مربوط به سال ۱۹۱۰ چنین توصیف کرد: "من تا ماه مارس در طریقت کلیمت بودم. امروز، به باور من، من کاملاً مخالف او هستم."
جین کالیر در مورد تحول شیله در سال ۱۹۱۰ نوشته است: "سرعت و شدت تحول شیله در سال ۱۹۱۰ به حدی است که آثار او تمام تلاشهای پیشین را پشت سر میگذارد."
▫️▫️▫️
آثار متاخر روی کاغذ اگون شیله با رویکرد واقعگرایانه فزاینده هنرمند متمایز میشوند. شیله که اکنون در اواخر دهه بیست زندگی خود بود، سوژههایش را با ضربات قلم جسورانه و پیوسته ثبت میکرد و از بازنگری و دوبله پیچیده سالهای اولیه اجتناب میکرد.
اگرچه در این مرحله بخش قابل توجهی از آثار هنرمند اتریشی ناشی از درخواستها یا سفارشها بود، اما گواش سال ۱۹۱۷ که در اینجا نشان داده شده است، طبیعتی شخصیتر دارد. این اثر که نه دقیقاً یک مطالعه فیگوراتیو است و نه یک پرتره (لباسهای مدل با جزئیات نفیس نشان داده شدهاند، اما چهره او را نمیبینیم)، ممکن است همسر یا خواهر همسر شیله—یا شخص دیگری را به تصویر بکشد.
تصویر: اگون شیله، "زن نشسته، نمای پشت"، گواش، آبرنگ و مداد روی کاغذ؛ موزه هنر متروپولیتن، نیویورک؛ هدیه اسکوفیلد تایر، 1982.
آثار متاخر روی کاغذ اگون شیله با رویکرد واقعگرایانه فزاینده هنرمند متمایز میشوند. شیله که اکنون در اواخر دهه بیست زندگی خود بود، سوژههایش را با ضربات قلم جسورانه و پیوسته ثبت میکرد و از بازنگری و دوبله پیچیده سالهای اولیه اجتناب میکرد.
اگرچه در این مرحله بخش قابل توجهی از آثار هنرمند اتریشی ناشی از درخواستها یا سفارشها بود، اما گواش سال ۱۹۱۷ که در اینجا نشان داده شده است، طبیعتی شخصیتر دارد. این اثر که نه دقیقاً یک مطالعه فیگوراتیو است و نه یک پرتره (لباسهای مدل با جزئیات نفیس نشان داده شدهاند، اما چهره او را نمیبینیم)، ممکن است همسر یا خواهر همسر شیله—یا شخص دیگری را به تصویر بکشد.
تصویر: اگون شیله، "زن نشسته، نمای پشت"، گواش، آبرنگ و مداد روی کاغذ؛ موزه هنر متروپولیتن، نیویورک؛ هدیه اسکوفیلد تایر، 1982.
▫️▫️▫️
مودلینگ، شهری کوچک در نزدیکی وین، موضوع تعدادی از نقاشیها و طراحیهای متاخر اگون شیله است. در این نمای از بالا از حومه شهر، نمایش انتخابی خانهها و درختان حضور انسان را القا میکند اما از آوردن پیکر انسانها خودداری میکند. استفاده حداقلی شیله از رنگ و توازن عناصر گیاهی و معماری در برابر فضای منفی، حس کاملی به اثر میبخشد، اگرچه این صفحه تنها تا حدی پر شده است.
تصویر: اگون شیله، "خانهها و کاجها (مودلینگ)"
Image: Egon Schiele, "Houses and Pines (Mödling)," 1915, gouache, colored crayon, and pencil on paper
مودلینگ، شهری کوچک در نزدیکی وین، موضوع تعدادی از نقاشیها و طراحیهای متاخر اگون شیله است. در این نمای از بالا از حومه شهر، نمایش انتخابی خانهها و درختان حضور انسان را القا میکند اما از آوردن پیکر انسانها خودداری میکند. استفاده حداقلی شیله از رنگ و توازن عناصر گیاهی و معماری در برابر فضای منفی، حس کاملی به اثر میبخشد، اگرچه این صفحه تنها تا حدی پر شده است.
تصویر: اگون شیله، "خانهها و کاجها (مودلینگ)"
Image: Egon Schiele, "Houses and Pines (Mödling)," 1915, gouache, colored crayon, and pencil on paper
▫️▫️▫️
هلن ورندورفر بزرگترین فرزند و تنها دختر لیلی و فریتز ورندورفر، حامیان برجسته هنر، بود. اگون شیله این دو پرتره از این بانوی جوان را در سال ۱۹۱۳، زمانی که حدود شانزده سال داشت، خلق کرد. طرحهای پر جنب و جوش روی بلوز و دامن او احتمالاً به نقش پدرش به عنوان سرمایهگذار بنیانگذار کارگاه وین (Wiener Werkstätte) اشاره دارد.
تصاویر اگون شیله: "دوشیزه ورندورفر"، 1913، آبرنگ و مداد روی کاغذ. "پرتره دوشیزه ورندورفر"، 1913، آبرنگ و مداد شمعی سیاه روی کاغذ.
هلن ورندورفر بزرگترین فرزند و تنها دختر لیلی و فریتز ورندورفر، حامیان برجسته هنر، بود. اگون شیله این دو پرتره از این بانوی جوان را در سال ۱۹۱۳، زمانی که حدود شانزده سال داشت، خلق کرد. طرحهای پر جنب و جوش روی بلوز و دامن او احتمالاً به نقش پدرش به عنوان سرمایهگذار بنیانگذار کارگاه وین (Wiener Werkstätte) اشاره دارد.
تصاویر اگون شیله: "دوشیزه ورندورفر"، 1913، آبرنگ و مداد روی کاغذ. "پرتره دوشیزه ورندورفر"، 1913، آبرنگ و مداد شمعی سیاه روی کاغذ.
▫️▫️▫️
نگاه اگون شیله به نقاشی بهعنوان رسالتی الهی، فرآیند خلاقانه و نمادپردازی او را بیان میکند. این هنرمند اتریشی که در خانوادهای کاتولیک بزرگ شده بود، اغلب مضامین شناختهشدهی مسیحی را با نمادگرایی شخصی خود درمیآمیخت.
اثر «سر یک قدیس»، که امروزه در مجموعه موزه لئوپولد وین نگهداری میشود، مطالعهای است برای یک تمثیل بزرگ از سال ۱۹۱۳ که تنها یک عکس سیاهوسفید از آن باقی مانده است. رنگآمیزی غنی این اثر گوآش و طرحهای مرتبط با آن، شاید تصوری از پالت رنگی بهکاررفته در نقاشی روغنیِ ازدسترفته را به ما بدهد.
تصاویر از اگون شیله:
«سر یک قدیس»، ۱۹۱۳، روغن، گوآش و زغال روی کاغذ؛ موزه لئوپولد، وین.
«پیکر ایستاده با هاله»، ۱۹۱۳، گوآش، آبرنگ و مداد روی کاغذ.
«مواجهه (خودنگاره با قدیس)»، ۱۹۱۳، روغن روی بوم؛ مکان فعلی آن نامشخص است.
نگاه اگون شیله به نقاشی بهعنوان رسالتی الهی، فرآیند خلاقانه و نمادپردازی او را بیان میکند. این هنرمند اتریشی که در خانوادهای کاتولیک بزرگ شده بود، اغلب مضامین شناختهشدهی مسیحی را با نمادگرایی شخصی خود درمیآمیخت.
اثر «سر یک قدیس»، که امروزه در مجموعه موزه لئوپولد وین نگهداری میشود، مطالعهای است برای یک تمثیل بزرگ از سال ۱۹۱۳ که تنها یک عکس سیاهوسفید از آن باقی مانده است. رنگآمیزی غنی این اثر گوآش و طرحهای مرتبط با آن، شاید تصوری از پالت رنگی بهکاررفته در نقاشی روغنیِ ازدسترفته را به ما بدهد.
تصاویر از اگون شیله:
«سر یک قدیس»، ۱۹۱۳، روغن، گوآش و زغال روی کاغذ؛ موزه لئوپولد، وین.
«پیکر ایستاده با هاله»، ۱۹۱۳، گوآش، آبرنگ و مداد روی کاغذ.
«مواجهه (خودنگاره با قدیس)»، ۱۹۱۳، روغن روی بوم؛ مکان فعلی آن نامشخص است.
اگون شیله در سفری به بندر ایتالیایی تریسته در اواسط ماه مه ۱۹۱۲، چندین مطالعه روی قایقها انجام داد. با این حال، آرتور روسلر، حامی و دوست شیله، این اثر خاص را متعلق به ماه قبلتر، یعنی دوران زندانی بودن هنرمند اتریشی در نویلنباخ دانسته است.
اگرچه این صحنه فاقد مکان مشخص و واضح مانند دیگر مطالعات قایق است، اما شیله بهندرت آثاری را از روی حافظه به پایان میرساند — و دیگر طراحیهای او در زندان دارای تاریخ و یادداشتهای دقیقاند. افزون بر این، بعید به نظر میرسد که چنین تصویری پیش از سفر او خلق شده باشد.
تصویر: اگون شیله، «قایقهای ماهیگیری تریسته»، ۱۹۱۲، گوآش، آبرنگ و مداد روی کاغذ؛ موزه آلبرتینا، وین.
اگرچه این صحنه فاقد مکان مشخص و واضح مانند دیگر مطالعات قایق است، اما شیله بهندرت آثاری را از روی حافظه به پایان میرساند — و دیگر طراحیهای او در زندان دارای تاریخ و یادداشتهای دقیقاند. افزون بر این، بعید به نظر میرسد که چنین تصویری پیش از سفر او خلق شده باشد.
تصویر: اگون شیله، «قایقهای ماهیگیری تریسته»، ۱۹۱۲، گوآش، آبرنگ و مداد روی کاغذ؛ موزه آلبرتینا، وین.
▫️▫️▫️
خطوط تیز و زاویهدار و پهنههای پرجنبوجوش رنگدانه، ویژگی آبرنگهای اولیه اگون شیله در سال ۱۹۱۱ است. در اثر «دختر ایستاده با زیرپوش سفید»، پارچهای که سوژه در دست دارد، صفحه را بهصورت مورب به دو نیم تقسیم میکند. این هنرمند اتریشی با تصمیم به استفاده از رنگ تیرهتر در بخش پایینی صفحه و رنگآمیزی بخش باقیمانده عمدتاً به رنگ سفید، به تعادل بصری دست یافت.
در اینجا، گواش سفید بهطور قابلتوجهی هم بهعنوان رنگ لباس مدل و هم بهعنوان «هاله بدنی» که او را احاطه کرده، عمل میکند. شیله این شیوه سبکی (که گاهی بهعنوان نمایش میدانهای نیروی معنوی تفسیر میشود) را از سال قبل، زمانی که هنوز یک آبرنگکار مبتدی بود، آغاز کرده بود و پیش از سال ۱۹۱۲ آن را کنار گذاشت.
تصویر: اگون شیله، «دختر ایستاده با زیرپوش سفید»، ۱۹۱۱، گواش، آبرنگ و مداد روی کاغذ.
خطوط تیز و زاویهدار و پهنههای پرجنبوجوش رنگدانه، ویژگی آبرنگهای اولیه اگون شیله در سال ۱۹۱۱ است. در اثر «دختر ایستاده با زیرپوش سفید»، پارچهای که سوژه در دست دارد، صفحه را بهصورت مورب به دو نیم تقسیم میکند. این هنرمند اتریشی با تصمیم به استفاده از رنگ تیرهتر در بخش پایینی صفحه و رنگآمیزی بخش باقیمانده عمدتاً به رنگ سفید، به تعادل بصری دست یافت.
در اینجا، گواش سفید بهطور قابلتوجهی هم بهعنوان رنگ لباس مدل و هم بهعنوان «هاله بدنی» که او را احاطه کرده، عمل میکند. شیله این شیوه سبکی (که گاهی بهعنوان نمایش میدانهای نیروی معنوی تفسیر میشود) را از سال قبل، زمانی که هنوز یک آبرنگکار مبتدی بود، آغاز کرده بود و پیش از سال ۱۹۱۲ آن را کنار گذاشت.
تصویر: اگون شیله، «دختر ایستاده با زیرپوش سفید»، ۱۹۱۱، گواش، آبرنگ و مداد روی کاغذ.
▫️▫️▫️
پیکرههای انسانی در آثار کاغذی اگون شیله در سال ۱۹۱۱ معمولاً کل صفحه را پر میکنند. در اثر «دو دختر» که در اینجا نشان داده شده، دو نفر چه نشسته و چه درازکشیده، با بازوهای درهمتنیده نزدیک به هم جمع شدهاند و ژست دقیق آنها به دلیل زاویه دید و شیوه رنگآمیزی شیله مبهم است. به نظر میرسد مدلها تقریباً یک بدن واحد را به اشتراک گذاشتهاند، توهمی که با گواش سفید احاطهکننده آنها تقویت میشود.
در حالی که یک آبرنگکار سنتی ممکن بود بهطور کامل از رنگدانه سفید صرفنظر کند (و به جای آن از بخشهای خالی صفحه بهره ببرد)، شیله آن را بهصورت سخاوتمندانه به کار برد. استفاده غیرمتعارف این هنرمند اتریشی از گواش در چندین اثر از اواسط سال ۱۹۱۰ تا پایان سال ۱۹۱۱ تکرار میشود.
تصویر: اگون شیله، «دو دختر»، ۱۹۱۱، گواش، آبرنگ و مداد با برجستهسازی سفید روی کاغذ.
پیکرههای انسانی در آثار کاغذی اگون شیله در سال ۱۹۱۱ معمولاً کل صفحه را پر میکنند. در اثر «دو دختر» که در اینجا نشان داده شده، دو نفر چه نشسته و چه درازکشیده، با بازوهای درهمتنیده نزدیک به هم جمع شدهاند و ژست دقیق آنها به دلیل زاویه دید و شیوه رنگآمیزی شیله مبهم است. به نظر میرسد مدلها تقریباً یک بدن واحد را به اشتراک گذاشتهاند، توهمی که با گواش سفید احاطهکننده آنها تقویت میشود.
در حالی که یک آبرنگکار سنتی ممکن بود بهطور کامل از رنگدانه سفید صرفنظر کند (و به جای آن از بخشهای خالی صفحه بهره ببرد)، شیله آن را بهصورت سخاوتمندانه به کار برد. استفاده غیرمتعارف این هنرمند اتریشی از گواش در چندین اثر از اواسط سال ۱۹۱۰ تا پایان سال ۱۹۱۱ تکرار میشود.
تصویر: اگون شیله، «دو دختر»، ۱۹۱۱، گواش، آبرنگ و مداد با برجستهسازی سفید روی کاغذ.
▫️▫️▫️
سوژههای نوزاد این طراحی اگون شیله با شدت شگفتانگیزی به بیننده خیره شدهاند. لباسهای ضخیم قنداقی به این نوزادان استحکام و قدرت بیشتری میبخشند و به حس خرد زودرس آنها کمک میکنند.
اگرچه هویت آنها ناشناخته است، خطوط مدادی قوی و تمیز و خطوط زاویهدار که با آنها ترسیم شدهاند، به ما امکان میدهند این صفحه را به اواخر سال ۱۹۱۰ تاریخگذاری کنیم. اینها ممکن است فرزندان یکی از مدلهای مورد علاقه شیله در آن دوره باشند که گاهی با یک نوزاد کوچک تنها ژست میگرفت.
تصویر: اگون شیله، «پرتره دو نوزاد (دوقلوها)»، ۱۹۱۰، مداد روی کاغذ.
سوژههای نوزاد این طراحی اگون شیله با شدت شگفتانگیزی به بیننده خیره شدهاند. لباسهای ضخیم قنداقی به این نوزادان استحکام و قدرت بیشتری میبخشند و به حس خرد زودرس آنها کمک میکنند.
اگرچه هویت آنها ناشناخته است، خطوط مدادی قوی و تمیز و خطوط زاویهدار که با آنها ترسیم شدهاند، به ما امکان میدهند این صفحه را به اواخر سال ۱۹۱۰ تاریخگذاری کنیم. اینها ممکن است فرزندان یکی از مدلهای مورد علاقه شیله در آن دوره باشند که گاهی با یک نوزاد کوچک تنها ژست میگرفت.
تصویر: اگون شیله، «پرتره دو نوزاد (دوقلوها)»، ۱۹۱۰، مداد روی کاغذ.
▫️▫️▫️
دفترهای طراحی اگون شیله دیدگاهی صمیمی از روشهای کاری او ارائه میدهند. بیشتر دفترهایی که از او باقی ماندهاند، نسبتاً کوچک هستند و این نشان میدهد که این هنرمند اتریشی معمولاً آنها را همیشه همراه خود داشته است. با توجه به محتوای این دفترها، شیله عمدتاً از آنها برای طراحی از طبیعت استفاده نمیکرد، بلکه بیشتر بهعنوان دفترچهای برای ثبت مداوم ایدههای نقاشیهایش بهره میبرد.
برخی از طراحیهای کوچک در این دفترچهها، دقیقاً با ترکیببندی نهایی نقاشیهای او مطابقت دارند، در حالی که برخی دیگر روندی تکاملی را طی کردهاند. این گسترۀ دوصفحهای از یک دفترچهی جیبی با جلد روغنی سیاه را میتوان با نقاشیهای «دوستان (میزگرد)، بزرگ» و «چهار درخت» (هر دو آغاز شده در سال ۱۹۱۷) مقایسه کرد.
تصاویر اثر اگون شیله: طراحیهای مدادی از دفترچهای با جلد روغنی سیاه که بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۸ توسط شیله استفاده شده است. «دوستان (میزگرد)، بزرگ»، ۱۹۱۸، رنگ روغن روی بوم. «چهار درخت»، ۱۹۱۷، رنگ روغن روی بوم.
دفترهای طراحی اگون شیله دیدگاهی صمیمی از روشهای کاری او ارائه میدهند. بیشتر دفترهایی که از او باقی ماندهاند، نسبتاً کوچک هستند و این نشان میدهد که این هنرمند اتریشی معمولاً آنها را همیشه همراه خود داشته است. با توجه به محتوای این دفترها، شیله عمدتاً از آنها برای طراحی از طبیعت استفاده نمیکرد، بلکه بیشتر بهعنوان دفترچهای برای ثبت مداوم ایدههای نقاشیهایش بهره میبرد.
برخی از طراحیهای کوچک در این دفترچهها، دقیقاً با ترکیببندی نهایی نقاشیهای او مطابقت دارند، در حالی که برخی دیگر روندی تکاملی را طی کردهاند. این گسترۀ دوصفحهای از یک دفترچهی جیبی با جلد روغنی سیاه را میتوان با نقاشیهای «دوستان (میزگرد)، بزرگ» و «چهار درخت» (هر دو آغاز شده در سال ۱۹۱۷) مقایسه کرد.
تصاویر اثر اگون شیله: طراحیهای مدادی از دفترچهای با جلد روغنی سیاه که بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۸ توسط شیله استفاده شده است. «دوستان (میزگرد)، بزرگ»، ۱۹۱۸، رنگ روغن روی بوم. «چهار درخت»، ۱۹۱۷، رنگ روغن روی بوم.
▫️▫️▫️
مناظر دیرهنگام اِگون شیله: چرخشی به سوی واقعگرایی
در سالهای پایانی زندگیاش، اِگون شیله با واقعگرایی تازهای به منظرهپردازی روی آورد. آثاری مانند «آسیاب در حال فروپاشی (آسیاب کوهستانی)» از سال ۱۹۱۶، حسی غیرمعمول از عینیت را نشان میدهند و از مناظر استیلیزهشده و اغلب انسانوار سالهای اولیهی او فاصله میگیرند.
طراحیها و نقاشیهای منظرهی او در اواخر عمر، با طبیعیگرایی فزایندهای، وزن زمان و زوال را به تصویر میکشند و بر ساختار، پایداری و ارتباطی ژرفتر با جهان پیرامون تأکید دارند. تغییری نه تنها در سبک، بلکه در دیدگاه.
مناظر دیرهنگام اِگون شیله: چرخشی به سوی واقعگرایی
در سالهای پایانی زندگیاش، اِگون شیله با واقعگرایی تازهای به منظرهپردازی روی آورد. آثاری مانند «آسیاب در حال فروپاشی (آسیاب کوهستانی)» از سال ۱۹۱۶، حسی غیرمعمول از عینیت را نشان میدهند و از مناظر استیلیزهشده و اغلب انسانوار سالهای اولیهی او فاصله میگیرند.
طراحیها و نقاشیهای منظرهی او در اواخر عمر، با طبیعیگرایی فزایندهای، وزن زمان و زوال را به تصویر میکشند و بر ساختار، پایداری و ارتباطی ژرفتر با جهان پیرامون تأکید دارند. تغییری نه تنها در سبک، بلکه در دیدگاه.
HTML Embed Code: