TG Telegram Group & Channel
کژ نگریستن | United States America (US)
Create: Update:

🔺هگل بینش درخشان و کم و بیش دردناکی را ارائه می‌دهد: اگر آن چیزی که درباره‌ی خودمان انتظار داشتیم و دنبال می‌کردیم تحقق پیدا نکرد، نه موانع بیرونی دخیل بودند، نه سستی و اهمال فردی، بلکه بدین معناست که ما استعداد و بالقوه‌گی برای آن هدف گذاری را نداشتیم. زمانی که عوامل فردی و اجتماعی را برای ناکامی‌های شخصی مقصر شناسایی می‌کنیم، خود را مستعد آن هدف گذاری ايده‌آل می‌دانیم، ولی گمان می‌کنیم شرایط نامطلوب اجتماعی و برخی خطاهای فردی، فرصت‌ها را نابود کرد. از نظر هگل شرایط بیرونی و درونی مانع تحقق امکان‌های فردی نیستند، تنها زمینه‌ای هستند که حقیقی بودن چنین امکان‌های سنجیده می‌شود. صرفا زمانی که هدف‌ها تحقق یافتن، می‌توان از حقیقی بودن آن استعداد‌ها و امکان‌ها اطمینان داشت، و إلا گمان‌زنی پوچی هستند.
🔺بنابراین، اگر آن جايگاه و تصور ايده‌آل درباره‌ی خودمان برآورده نشد، یعنی نمی‌توانستیم آن کسی باشیم که گمان می کردیم توانایی‌اش را دارد. ژیژک در کتاب جدیدا منتشر شده‌اش با عنوان ( Too late to awaken ) تبیین دیگری از این موضوع ارائه می‌دهد: تنها در صورت تصور اینکه فاجعه رخداده و زمان هر اقدامی دیر است، قادر خواهيم بود گذشته را به‌گونه‌ای دست‌کاری کنیم که از آینده فاجعه‌‌آمیز جلوگیری کند. هنگامی که به مراجعه‌کننده در جلسات روان‌کاوی گفته می‌شود زمان تحلیل متغیر است و روان‌کاو در موقع مناسب کلام او را قطع می‌کند، تحلیل‌شونده می‌خواهد قدری ادامه دهد. در این فرصت پایان یافته است که تحليل‌شونده حقیقت را به زبان می‌آورد.
🔺بوگدان وولف به درستی اشاره می‌‌کند که حقیقت همواره می‌تواند راجع‌به خودش دروغ بگوید، الا اینکه حقیقت در استمرار موجودیتش ناچار باشد که حقیقت را اظهار کند. خروشچف در جسله سریِ سرانِ حزبِ کمونیست با اشاره به پاک‌سازهای گسترده و کشتار استالین، دست به افشاگری بی‌سابقه‌ای زد، زیرا بقاء سوسیالیسم به گفتن این حقایق وابسته بود. صدام حسین در طول تمام جلسات دادگاهی‌اش به دروغ گفتن ادامه داد، زیر به خوبی می‌دانست اظهار حقیقت به او هیچ کمکی نخواهد کرد. به همین دلیل لکان در تعیین وقت متغیر، احمق نبود، او می‌خواست همیشه یک فرصت تقریبا تمام شده‌ای را در اختیار مراجعه کننده قرار دهد، تا ناخودآگاه درباره‌ی خودش ناچار به گفتن حقيقت باشد.
🔺 تحسین برانگیزترین اقدامات ما زمانی است که در فرصت و مجال رو به پایان قرار می‌گیریم. مجالی که ناامیدی مطلق بر آن حاکم است. حتی فکر کردن به گزینه‌ی بدیل نوعی بزدلی فکری و نظری است. هیچ گزینه‌ی بدیلی در کار نیست، جز تقلای بیهوده برای تغییر آنچه در جریان است. تقلا و ستيزه‌جویی آخرین دست‌آویزی است که در اختيار داریم، به مثابه اینکه درون باتلاق، فقط می توانیم با چنگ زدن به موهای‌مان، خود را از مخمصه‌ رها کنیم.

رضا احمدی
https://hottg.com/lookingawry

🔺هگل بینش درخشان و کم و بیش دردناکی را ارائه می‌دهد: اگر آن چیزی که درباره‌ی خودمان انتظار داشتیم و دنبال می‌کردیم تحقق پیدا نکرد، نه موانع بیرونی دخیل بودند، نه سستی و اهمال فردی، بلکه بدین معناست که ما استعداد و بالقوه‌گی برای آن هدف گذاری را نداشتیم. زمانی که عوامل فردی و اجتماعی را برای ناکامی‌های شخصی مقصر شناسایی می‌کنیم، خود را مستعد آن هدف گذاری ايده‌آل می‌دانیم، ولی گمان می‌کنیم شرایط نامطلوب اجتماعی و برخی خطاهای فردی، فرصت‌ها را نابود کرد. از نظر هگل شرایط بیرونی و درونی مانع تحقق امکان‌های فردی نیستند، تنها زمینه‌ای هستند که حقیقی بودن چنین امکان‌های سنجیده می‌شود. صرفا زمانی که هدف‌ها تحقق یافتن، می‌توان از حقیقی بودن آن استعداد‌ها و امکان‌ها اطمینان داشت، و إلا گمان‌زنی پوچی هستند.
🔺بنابراین، اگر آن جايگاه و تصور ايده‌آل درباره‌ی خودمان برآورده نشد، یعنی نمی‌توانستیم آن کسی باشیم که گمان می کردیم توانایی‌اش را دارد. ژیژک در کتاب جدیدا منتشر شده‌اش با عنوان ( Too late to awaken ) تبیین دیگری از این موضوع ارائه می‌دهد: تنها در صورت تصور اینکه فاجعه رخداده و زمان هر اقدامی دیر است، قادر خواهيم بود گذشته را به‌گونه‌ای دست‌کاری کنیم که از آینده فاجعه‌‌آمیز جلوگیری کند. هنگامی که به مراجعه‌کننده در جلسات روان‌کاوی گفته می‌شود زمان تحلیل متغیر است و روان‌کاو در موقع مناسب کلام او را قطع می‌کند، تحلیل‌شونده می‌خواهد قدری ادامه دهد. در این فرصت پایان یافته است که تحليل‌شونده حقیقت را به زبان می‌آورد.
🔺بوگدان وولف به درستی اشاره می‌‌کند که حقیقت همواره می‌تواند راجع‌به خودش دروغ بگوید، الا اینکه حقیقت در استمرار موجودیتش ناچار باشد که حقیقت را اظهار کند. خروشچف در جسله سریِ سرانِ حزبِ کمونیست با اشاره به پاک‌سازهای گسترده و کشتار استالین، دست به افشاگری بی‌سابقه‌ای زد، زیرا بقاء سوسیالیسم به گفتن این حقایق وابسته بود. صدام حسین در طول تمام جلسات دادگاهی‌اش به دروغ گفتن ادامه داد، زیر به خوبی می‌دانست اظهار حقیقت به او هیچ کمکی نخواهد کرد. به همین دلیل لکان در تعیین وقت متغیر، احمق نبود، او می‌خواست همیشه یک فرصت تقریبا تمام شده‌ای را در اختیار مراجعه کننده قرار دهد، تا ناخودآگاه درباره‌ی خودش ناچار به گفتن حقيقت باشد.
🔺 تحسین برانگیزترین اقدامات ما زمانی است که در فرصت و مجال رو به پایان قرار می‌گیریم. مجالی که ناامیدی مطلق بر آن حاکم است. حتی فکر کردن به گزینه‌ی بدیل نوعی بزدلی فکری و نظری است. هیچ گزینه‌ی بدیلی در کار نیست، جز تقلای بیهوده برای تغییر آنچه در جریان است. تقلا و ستيزه‌جویی آخرین دست‌آویزی است که در اختيار داریم، به مثابه اینکه درون باتلاق، فقط می توانیم با چنگ زدن به موهای‌مان، خود را از مخمصه‌ رها کنیم.

رضا احمدی
https://hottg.com/lookingawry


>>Click here to continue<<

کژ نگریستن




Share with your best friend
VIEW MORE

United States America Popular Telegram Group (US)